مثل هميشه آقاي ص  گفت "حقوق ها رو واريز كردند "  پيرو آن همگي دست بكار ميشوند و چرتكه مي اندازند ،  ‌قسط فلان ، خريد بهمان .... !!!! خلاصه در عرض چند دقيقه براي حقوق خودشان  چاله ها ميكنند .

چند نفز از همكاران متاهلم  سريع دفترچه هاي اقساط خودشان رو روي ميز پخش ميكنند من مانده ام انگشت به دهان ! با اين همه دفترچه قسط چيزي از حقوقشان باقي مي ماند؟ تتمه آن را هم كه  پيشكش خانم خانه خواهند كرد بيچاره مردها .   وضع قديمي هاي بانك به مراتب وخيم تر است ،  به حق هر كه بامش بيش ،‌قسطش بيشتر ،‌ مهمتر از آن مالياتش هم بيشتر .  

 جاي بسي تعجب است در باب گرفتن ماليات ما با هم برابر نيستيم !!!! از خدا و بازرسي بانك كه پنهان نيست از شما چه پنهان در شعبه ما اختلاف مالي پيش آمده بود ، خودمان داوطلب شديم مبلغ كسري را بپردازيم و پرونده آن را مختومه كنيم.  فكر ميكرديم هر كس به فراخور حقوقش همياري خواهد كرد ، كسي كه پاداش بيشتري ميگيرد جريمه بيشتري هم ميپردازد  اما دست آخر با عبارت "‌ظلم بالسويه ، عين عدله " همگان با هم برابر شديم ،  تصور کنید اگر اين قاعده در پرداخت مالياتها اعمال شود چه خواهد شد ؟ خالص دريافتي ما قطعا منفي ميشد به عبارتي بايد چيزي هم از جيب مباركمان تقديم دولت عدالت گستر خودمان ميكرديم .....

 يك لحظه از ذهنم گذشت آقاي x چقدر ماليات مي دهد ؟ سريع پرونده اش را باز مي كنم اين يكي آنقدر تسهيلات گرفته كه پرونده اش يك تن شده . باور كردني نبود فقط 700 هزار تومان سريع چند پرونده تسهيلاتي ديگر كه هنوز بايگاني نشده اند بررسي ميكنم ،  550 هزار تومان 600هزار.....

 من مانده ام مات و مبهوت ! مالياتي كه من در سال ميپردازم  بيش از اين مبلغ است اما مگر درآمد ما يكي است ؟ كجاي اين عدالت است ؟ چرا نسبت بين درآمد و ماليات فقط روي فيش هاي حقوقي كارمند جماعت اعمال ميشود؟   همكارم بيكباره به صدا در مي آيد :‌  " آخه من چرا بايد اينهمه بيمه و ماليات بدهم ؟ "