تحليل سهم خريد و دريافت پول نقد در كارت بانكي / دردسرهاي بانكداري مدرن

emoney

دولت­های غربی و مردم معتقدند که "فقط معامله خلاف با پول نقد انجام می­شود مگر اينکه خريد خيلی کوچک باشد­." اين جمله­ها سرآغاز تحليلی منتشر شده در سايت اينترنتی "راه راست" است که به صورت تخصصی به مباحث بانکداری الکترونيکی می­پردازد­.

باور جمله مذکور برای ايرانيانی که در سال­های اخير تازه با مفهوم پول الکترونيکی و کارت بانکی آشنا شده­اند قدری عجيب به نظر می­رسد­، چرا که در کشور ما همه چيز بر عکس گفته فوق است­، بانک يعنی معطلی­، کارت بانکی يعنی مواجه با ATM خراب و بی­پول و يا پوزهايی که کار نمی­کند. اما درست در آن سوی مرزها دولت­ها با تامين دستگاه­ها و سامانه های لازم برای همه شهروندان غربی که قطعا تعداد آنها بيش از نيازشان است توانسته­اند به مردم بقبولانند که حمل يک کارت-پول برايشان بسيار کم­هزينه تر، کم ريسک­تر و کم خطر تر از حمل پول است­.
    بانک­های غربی تمام واريز و برداشتهای زياد پول نقد را مظنون به خلاف شمرده و گزارش می­نمايند­.نوع ديگری از گزارش شامل مشتريانی است که زياد پول نقد جابجا می­کنند­.در معاملات روزمره اگر باچک يا اعتبار يا کارت معامله نماييد چنين برداشت بدی نمی­شود چون قابل پيگيری شناسايی زنجيره­ای است­. اگر چه کارت­های بانکی برای خريد کالا و خدمات ساخته شدند­، اما هنوز برای دريافت پول نقد به ميزانی قابل توجه استفاده میشوند­. برای دريافت وام­های خرد چاره­ای جز کارت اعتباری وجود ندارد­. اما همين کارت در بعضی از کشورها مانند آمريکا به مقدار زياد و در بعضی کشورها مانند آلمان به مقدار کمتر استفاده می­شوند­. از 5908 ميليارد دلار کل مصرف ويزا و مسترکارد در سال 2005 حدود 64 درصد به خريد تعلق داشت و باقی که 36 درصد باشد برای دريافت پول نقد توسط خودپرداز و در شعبه صرف شد­.مبلغ کل مصارف ويزا و مستر کارت جهان 5908 ميليارد دلار و مقدار کل خريد 3805 ميليارد دلار و کل دريافت پول نقد 2103 ميليارد دلار بود و سهم هر يک در جدول آمده است­.

بيشترين ميزان نسبت به خريد به دريافت پول نقد متعلق به کشور کانادا است که 88به12 است­. آمريکا در مقام دوم با نسبت 78به 22 است­. اروپا 63به 37 است­. آمريکای لاتين 32 به 68 است­. آسيا 52 به 48 است­. خاورميانه و آفريقا 38 به 62 است­. قابل توجه است که نسبت خريد در آمريکا در 5 سال گذشته از سهم 6/52 درصد به 8/44 درصد نزول پيدا کرده است و اروپا از 26 درصد به 3/31 درصد افزايش يافته است­.

 اين ايران متفاوت ما

 راه راست در ادامه گزارش خود آورده است: در ايران مساله درست برعکس است­. اگر شما با پول نقد وارد معامله شويد برايتان بهتر است­. هم اعتبار بيشتری داريد و هم کمتر به شما برای خلافکاری و جعل اسناد شک می­کنند­. در غرب اگر برای خريد ماشين پول نقد بدهيد يا نمی­پذيرند يا فورا گزارش می­کنند. چون اگر اين کار را نکنند­، پای خودشان گير می­کند­.

از طرف ديگر، در معامله­های گران و بزرگ نيز از تبادل پول نقد نيز حذر می­کنند­. اولين مشکل آنها عدم وجود ردپای محکم است­. اگر معامله­ای با چک يا کارت يا هر وسيله الکترونيکی ديگری انجام شود­، ردپا و اثری بين دو طرف برقرار می­نمايد که در وقت شکايت و رسيدگی در حيطه قضايی بکار می­آيد­. اما اثبات پرداخت پول نقد فقط از طريق همان نوشته­جات و اسنادی­ است که قابل جعل هستند و طرف سوم قابل اعتمادی نيز در ميان نيست­.    اگر بتوان اثبات کرد که پولی به شخصی پرداخت شده­، می­توان در دادگاه از علت آن سوال کرد­. اما اگر پرداخت مورد شک و شکايت باشد­، فقط می­توان برای اثبات پرداخت آن تلاش کرد و­گرنه انکار علت مشکل نيست­. برای همين امر است که شهروندان غربی با روی خوش و اعتماد به بانک­ها و موسسات اعتباری و کارت نگاه می­کنند­. آنها موسسان مذکور را در کنار خود و همکار خود برای کارهای کارهای سالم و دوری از خلاف­کاری می­دانند­.

 نکته مهم اين است که اکثر موسسات مالی و بانک­ها در غرب­، خصوصی و از مردم هستند و دوگانگی دولت و مردم در اين بين وجود ندارد­.

واريز پول در بانک و مصرف آن به صورتی غير نقدی­، باعث  می­شود که همه چيز بصورت الکترونيکی ثبت شود­. به همين دليل است که خلاف­کاران بزرگ به جای معامله با پول نقد به سراغ خريد بانک­های کوچک می­روند­. اگر کسی بتواند در سيستم بانکی جايی داشته باشد­، می­تواند ردپای الکترونيکی خود را پاک کند يا گزارش نکند­.پول­شويی نيز از اين طريق ساده­تر است چون تمام عوامل در دست خلافکار است­.

 چرا مردم از کارت بانکی استفاده نمی­کنند؟

    يکی از مهم­ترين دلايل عدم استفاده مردم ايران از کارت­بانکی امنيت بالای انتقال پول در کشور است که البته به خودی خود امری دوست داشتنی است اما پايه­های کج آن ما را گرفتار مشکلاتی مثل فشار بيش از حد به خود­پردازها برای گرفتن پول نقد می­کند­.

    چاپ و رواج پول درشت دارای مزايا و معايبی است­. مزيت عمده آن که توسط دارندگان دستگاه خودپرداز بيان می­شود­، کم کردن استهلاک دستگاه و تسريع در ارائه اسکناس به مشتريان بانک است­. متاسفانه از ابتدای اتوماسيون در ايران، دستگاه خودپرداز به غلط ، بيشتر مورد توجه قرار گرفته و در تصميم­گيری­ها موثر واقع می­شود­.
    "راه راست" در يکی ديگر از گزارش­هايش به بررسی مضرات اسکناس درشت در راه توسعه و فرهنگ­سازی برای پول الکترونيک می­پردازد و آنها را به صورت زير ليست می­کند:

    1-يکی از علت­های رويکرد مردم دنيا (غير از ايران) به استفاده از کارت بانکی­، ناامن بودن حمل پول نقد است­. اگر 500يا1000 يورو پول نقد همراه شما باشد امنيت شما به مخاطره می­افتد. اين امر در ايران درست نبوده و امنيت حمل پول نقد در ايران بسيار بالا است. اسکناس درشت، باعث راحتی استفاده از اسکناس، کم کردن فشار بيهوده به دستگاه خودپرداز و دوری از پوز می­شود.

    2-پرداخت کارمزد فروش يک تا يک و نيم درصد، برای بسياری از فروشندگان زياد بوده و باعث دفع آنها از قبول دستگاه پوز  می­شود. اين موضوع کاملا منطقی است، چون فروشهايشان را يک درصد گران می­کند که در مجموع، کاملا برايشان محسوس است.

    3-هزينه يا کارمزد شتاب و پذيرنده که دستگاه را نسب کرده، بسيار بالا است. بطوريکه بر اساس آمار ارايه شده توسط شتاب در مرداد ماه 1384 که بيش از يک ميليون تراکنش را ذکر کرده بود. درآمد شتاب از اين محل حدود يک ميليارد تومان در ماه می­شود. که تقريبا مساوی با هزينه ماهانه چاپ اسکناس است. ساير هزينه­ها نيز مزيد بر اين میشود.

    4-با توجه به قيمت يک دستگاه پوز، استهلاک آن، هزينه شبکه، تجهيزات رايانه، هزينه ستاد مرکزی، هزينه کارمندان و کليه هزينه­های بالاسری در 5سال، هزينه يک دستگاه پوز حداقل 15 هزار تومان در ماه است.

    5-بانک مرکزی، با دستور به کليه بانک­های ايران، اراده کرده­اند که در 5سال آينده يک ميليون دستگاه پوز نصب کنند.

    6-اگر رشد نصب پوز را نرمال فرض کنيم، يعنی از روز اول، تعداد نصب شده يک عدد، و در پايان 5 سال، يک ميليون عدد باشد، هزينه ما در 5 سال، حاصل ضرب 60 ماه در 15 هزار تومان در 500 هزار است که 450 ميليارد تومان می­شود.

    7-در بهترين حالت از گسترش پول اکترونيک در خرده فروشی که ما را مانند آمريکا کند، حداکثر يک سوم از گردش پول خرده فروشی را حذف و با کارت بانکی جايگزين می­کنيم. و با توجه به مفروضات فوق طبيعی است که:

    الف-هزينه نصب پوز، بسيار بالاتر از هزينه چاپ اسکناس است، حتی اگر چند برابر کمتر از مقادير محاسبه شده ما باشد. کاربرد پوز هم مشکل­تر از اسکناس است، خصوصا عدم اطمينان از وجود دستگاه در تمام اماکنی که خريد انجام می­شود، مخصوصا در شهرستانها.


    ب-چاپ اسکناس درشت 5 و 10 هزار تومانی در مرحله اول باعث کم شدن استهلاک دستگاه خودپرداز و در همان لحظه باعث کم شدن استقبال از دستگاه پوز توسط فروشنده و دارنده کارت می­شود. به عبارت ديگر، پول درشت در ايران باعث ضديت با پول الکترونيک و دستگاه پوز می­شود.


    ج-ذخيره پول در تشک، متکا و منزل افزايش می­يابد، مقدار زيادی در دست مردم قرار گرفته و از حساب­های بانکی خارج می­شود!


    د-اشکالی ندارد که هم پول درشت چاپ کنيم و هم دستگاه پوز را گسترش دهيم. اما تاثير هر يک بر ديگری را مد نظر داشته باشيم. اگر دلايل استفاده از اسکناس را تقويت کرديم، تقويت ساير نقاط قوت استفاده از دستگاه پوز را در دستور کار قرار دهيم.