در شعبه خود نشسته ام ناگاه !
در شعبه خود نشسته ام ناگاه !
۱ ـ بعضی از روزها صبح قبل از ساعت هفت و نیم مشتریانی که احتمالا عجله دارند به سایر کارهایشان که شاید مهمترینش رفتن به موقع به سرکارشان باشد ، برسند . در حالی که پشت در شعبه تجمع کرده اند با چشمهایشان به شما می گویند : شما که داخل بانک هستی ، چرا در بانک را باز نمیکنید ؟
۲- بعضی از روزها ساعت هفت و نیم که در شعبه باز شده و مشتریان وارد سالن میشوند از چهره و حالت ورود بعضی ها میشود فهمید که به ساعت آنها حدود دو، سه دقیقه ای شده که ساعت ۷:۳۰ شده و به حساب ایشان یعنی بعله شما در را دیر باز کرده اید !
۳- بعضی از روزها در حالی که شما مشغول صحبت با یک مشتری هستید تا در مورد نحوه محاسبه سود سپرده او را راهنمایی کنید ، شخص سومی بدون سلام و مقدمه میان حرف مشتری قبلی سئوالی مطرح میکند که مغر آدم سوت میکشد ، مثلا اینکه چرا حقوق این ماه من که به عابر بانک سپه واریز میشود کمتر از ماه قبل شده است ؟! و شما هم به ایشان جواب میدهید که از این موضوع اطلاعی ندارید و بهتر است برای دریافت جواب این سوال به سازمان یا بانک خودش مراجعه کند ، و او هم با ناراحتی درب اتاق شما را میکوبد و می رود .
۴- بعضی از روزها در حالی که یکی از همکاران پشت باجه وسط کار روزانه متوجه شده است مبلغ قابل توجهی کسری صندوق دارد و برای یافتن مشکل ، شما هم با شمارش موجودی صندوق و کنترل اسناد همکارتان به ایشان ملحق شده اید تا مشکل را قبل از اینکه دیر بشود پیدا کنید ، یک مشتری با فریادی که توجه تمام مشتریان و همکاران را به طرف صدا جلب میکند به شما اعتراض میکند که چرا ایشون سه ساعته! کار مردم را راه نمی اندازه !
۵- بعضی از روزها بعضی از ما بهتران برای انجام یک معامله مثلا برای خرید مسکن توقع دریافت مبلغ ۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰ ریال ایران چک ۵.۰۰۰.۰۰۰ ریالی دارند و در حالیکه شما به ایشان توضیح میدهید که ایران چک ۵.۰۰۰.۰۰۰ ریالی مدتهاست که منقرض شده و برای یک معامله آسوده بهترین روش معامله با چک بانکی است نه با وجه نقد ، طرف با اصرار عجیبی تعریف میکند که چطور بانک دیگری همین دیروز به ایشان دو برابر این مبلغ را ایران چک ۵۰۰۰.۰۰۰ ریالی داده و اصلا هم مثل شما بابت این کار منتی ! هم به ایشان نگذاشته .
۶- بعضی از روزها مشتری که اقساط وامش عقب افتاده و مشمول جریمه شده است با کاربر پشت باجه چنان با بی احترامی برخورد میکند که مثل اینکه وام را کامند بانک دریافت کرده و ایشان مجبور شده است اقساط و دیرکرد وام نامبرده را پرداخت کند و اصلا تقصیر اوست که این وام عقب افتاده است .
۷- بعضی از روزها که شما طبق معمول ساعت ۱۶:۳۰ که نه ، بلکه با چند دقیقه تاخیر ، درب شعبه را بسته اید تا به کارهای پایان روزتان برسید و از قضا عجله هم دارید یک و بعضا چند مشتری مرتبا درب بانک را میکوبند که مثلا: " آقا ما همسایتون هستیم ها ! کار خاصی نداریم فقط میخوایم یک چک رمزدار بگیریم !؟! " یا " کاری ندارم فقط میخوام پول بریزم به حسابم " و شما در حالیکه با خواسته ایشان مخالفت میکنید و در عین حال دارید با خود فکر میکنید که پس در طی روز چقدر از این کارها که اصولا کار خاص و مهمی هم نبوده است انجام داده اید زیر لب صدای ناسزایی میشنوید که همسایه عزیزتان هنگام قهر کردن ، نثارتان کرده است .
۸- بعضی از روزها در حالی که ساعت ۱۹:۳۰ دقیقه شده و شما هنوز مشغول انجام امور بانکی در داخل شعبه هستید ، یک مشتری به این دلیل که رمز کارتش را اشتباه زده و کارت توسط دستگاه عابر بانک ضبط شده است شما را داخل بانک میبیند و انتظار دارد در همان لحظه با باز نمودن درب شعبه و دستگاه خودپرداز نسبت به ارائه کارت ضبط شده ایشان سریعا اقدام فرمائید و این در حالیست که به غیر از مسائل امنیتی که امکان تحویل کارت و باز کردن درب شعبه را از شما سلب میکند ،اصولا کلید دستگاه خودپرداز دیگر در دسترس نیست که بتوانید کاری بکنید و در جواب تمام این توضیحات شما به ایشان و اینکه اصولا حتی اگر کارت را هم به ایشان بدهید دیگر امکان استفاده از آن را تا مراجعه به بانکش نخواهد داشت، فقط اصرار بیشتری برای دریافت کارت می شنوید .
۹- بعضی از روزها هم چون متاسفانه کارمند بانک هم نوعی بشر است ،ممکن است با توجه به انواع مشکلات ریزو درشتی که همه ما در زندگی داریم ، ناراحت باشد ! و خوب بسیار بدیهی است که این نارحتی به کسی ربط ندارد و او مانند هر روز وظیفه دارد کار مشتریان را راه بیاندازد و خم به ابرو نیاورد ولی در شرایط مشابه هستند مشتریانی که عدم امکان قبول درخواستی منطقی و یا غیرمنطقی بنا به هر دلیلی توسط بانک بلافاصله موجب سر رفتن ظرفیت نهایی شان شده و فشار تمام استرسهای شغلی و شخصی شان را سر کارمند بانک هوار میزنند و کارمند بانک هم باید دائما خویشتنداری کرده و با لبخند و سعه صدر ناسزا گویی هایی را تحمل کند که اگر در کوچه خیابان این مشتری به هر کس دیگری بگوید یک دعوا و کتک کاری مفصل ، حداقل عکس العمل طرف مقابل خواهد بود .